ای صدایی که از این دل برمی خیزد
برپا
که از عشقت دلی اشک می ریزد
ای نگاهی که از تو اشک می ریزد
بازا
که از چشم ترت خون می ریزد
ای لبانی که همیشه زمزمه ی دل دارید
خاموش
شوید که درد دلت ،لب باز می دارد
ای دو دستی که از عشق مینویسد
بشمار
صدای نفسی که از عشق میمیرد
ای تپش های دل پاک و بی ریای من
صبوری
کن که شاید کسی مرد ازعشق من
ای دوپایی که دراین راه اسیری
گر
در پی عشق نباشی می میری
ای قلب که از تو نگفتم در این شعر نشانی
مدهوش
نباش که از تو در عشق هست نشانی
آرمان خادمی