بيا بنشين و با مردم مدارا كن
گره از كار اين افتادگان وا كن مدارا كن
بترس از شعله هاي زير خاكستر
بيا انديشه اندوه فردا كن مدارا كن
هزاران تاج سلطاني دوصد تخت سليماني
فلك بستاند از دست به آساني
كه اين تخت بلند جاه
نه بر شاهان ساماني وفا كرد و نه بر پرويز ساساني
كه اين رسم فلك باشد نه شاهنشاه بشناسد نه روحاني
مباد آن دو كه چنگيزي به پا خيزد
كشاند آشيانت را به ويراني
هماي از گفتن اين فتنه پروا كن
چرا عاقل كند كاري كه باز آراد پشيماني
هماي
نوشته شده توسط آرمان خادمی در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 18:31 |
لینک ثابت |