سلام به باران خیس که بر رویای خیس، عاشقانه می بارد
سلام به حولناکی کسی که منتظر امیدش هست
سلام به جویبار که با کوشش دریا میشود
سلام به چشمان که باز است و شیدا میشود
سلام به صدایی که از تارهای حنجره ی آن غم می بارد
سلام به منتظری که اشکانش را از او دور میکند
سلام به ظلمت و تاریکی گورستان
سلام به خشکی نخلستان
سلام به صندوقچه بسته شده زیره تخت
سلام به موریانه عاشق
سلام به جوانی که 16 سال داشت عاشق شدو پرپر شدو مرد
سلام به دختری که در حسرت عشق جوانک 16 ساله ماند
سلام به زمان سلام به مکان سلام به الان 1 شب
سلام به گل سلام به بلبل سلام به گل شیدا و سنبل
سلام به دختر که با یک گیتار آمد
و پسری که از داخل لنز دیده شد
سلام به تو به تو که نباشی من نیز نیستم
شیدای من تو بهترین سلام به دیده ی منی
شیدای من شیداییم اگر تو شیدای من باشی
آرمان خادمی