تبليغاتX

نیـــــــــــــــــــــشخـــــــــــــند

 
نوشته شده توسط آرمان خادمی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 12:37 | لینک ثابت |

با تو سخن گفتن چه سخت است

اینقدر ظریفی که با یک کلمه ناراحت میشوی

اینقرد دل نازکی که طاقت شکستن نداری

اینقدر گلی که مانند تو شیدایی نیست

اینقدر صبوری که دیگر پروایی نیست

اینقدر زیبایی که گلهای دیگر مبهوت شده اند

اینقدر با وقاری که سرو هم قد خمیده است

اینقدرعفیف که هیچ نگاهی خیانت گر نمیشود

اینقدر مهربانی که نمیتوانم فراموشت کنم شیدای من

شیدای من تو هستی گلی که همیشه به دنبال آن بودم

گلی که تمام زیبایی های دنیا را خدا نسارش کرده است

ایتقدرچشمانت درخشان است که آن درمحشرازفرسنگها میتوان دید

و اینقدر پاک دامنی که میتوان به تو گفت حورالعین

آرمان خادمی

نوشته شده توسط آرمان خادمی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 12:12 | لینک ثابت |

صبح شد ،ظهرشد،غروب شد،تارشد،نیمه شب شد

اما من هنوز بیدارم

هنوز نگاهم به آن شمعی است که تنها میسوزد

هنوز در پی گلی هستم تا در میان ریزش شمع زیبای را حس کنم

هنوز دفترو این قلم میخوانند و مینویسند

صبور باش دفترم صبور باش

تو هنوز چند برگی تاب داری

ولی دیگر دل من تاب و توان ندارد

دفترم

تو را به تمام خطوطهایت قسم میدهم

چند روز دیگز بگذار سیاهت کنم

اگر او را در بر خود یافتم آرمانت میکنم

ولی دیگر نگو.....

تمنا دارم این چه سوالیست،آری مرا می پذیرد

ای قلم تورا به رنگهای ته ماندهات قسمت میدهم

دعایم کن تا او بیاید

ولی اگر را نگو

اومی آید وشیدایم میشود

آرمان خادمی

نوشته شده توسط آرمان خادمی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 12:11 | لینک ثابت |

سلام به باران خیس که بر رویای خیس، عاشقانه می بارد

سلام به حولناکی کسی که منتظر امیدش هست

سلام به جویبار که با کوشش دریا میشود

سلام به چشمان که باز است و شیدا میشود

سلام به صدایی که از تارهای حنجره ی آن غم می بارد

سلام به منتظری که اشکانش را از او دور میکند

سلام به ظلمت و تاریکی گورستان

سلام به خشکی نخلستان

سلام به صندوقچه بسته شده زیره تخت

سلام به موریانه عاشق

سلام به جوانی که 16 سال داشت عاشق شدو پرپر شدو مرد

سلام به دختری که در حسرت عشق جوانک 16 ساله ماند

سلام به زمان سلام به مکان سلام به الان 1 شب

سلام به گل سلام به بلبل سلام به گل شیدا و سنبل

سلام به دختر که با یک گیتار آمد

و پسری که از داخل لنز دیده شد

سلام به تو به تو که نباشی من نیز نیستم

شیدای من تو بهترین سلام به دیده ی منی

شیدای من شیداییم اگر تو شیدای من باشی

آرمان خادمی

نوشته شده توسط آرمان خادمی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 12:10 | لینک ثابت |

جانش داد در ره عشق جاودان گشت در ره عشق

آمد شبی در زیر بستر برافروخت عشقی را دلبر

به سوی مهربانی به دور از هر نحس و حوس

سلام .!

میدانی با دیدن عکست خاکستر عشقم جان گرفت

میخواهم شعله ور شوم کمکم کن

سوگند جرقه این خاکستر سوخته شیداست

شیدایی که تمام و کمال دوستش دارم

شاید شیدای من از خاکستر غمگینم شاد باشد و اندوه

ولی افسوس

نمیدانم او کجاییست نمدانم عشقق جلالیست

ولی گفت عشقم حقیقیست

من بستم دلم، کین عشق زندگیست

آرمان خادمی

نوشته شده توسط آرمان خادمی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 12:9 | لینک ثابت |

رمضان ای که در از در بهشتی       کمکم کن تا منم بشم اهل بهشتی

آمدی به موقع آمدی 

در انتظارت بودم پس چه خوب آمدی

در وصفت چیزی نمیتوانم بگم

ما نزول قرآن و استحکام اسلام

به مولا علی قسم چیزی نمیتوان بگویم

وقتی میشنوم ماه رمضان

فکرم سر درگم میشود و نمیتوانم تمرکز کنم

                                                                آرمان خادمی

 

نوشته شده توسط آرمان خادمی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 11:47 | لینک ثابت |

قصه ی زندگی ام را از کجا شروع کنم

از هر جا سره بگیرم گریه  آور است

نخستین قدم زندگی تلخ است

دومین قدم زندگی حیرت است

حیرت از برداشتن سومین قدم

زیرا سومین قدم زندگی ام مرگم را

به دنبال خود میکشاند

حال من فقط بدنبال سومین قدم هستم

من به دنبال این قدم هستم تا اول

وفاتم را جشن بگیرم و ولادتم را

وفات از دنیا تولد در آن دنیا

                                               آرمان خادمی

نوشته شده توسط آرمان خادمی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 11:21 | لینک ثابت |

رفتم ولی با جسدی بی جان

خوردم ولی با لبی بسته

دیدم ولی با چشمانی باز

گرفتم ولی با دستان مشت شده

شنیدم ولی با گوشهای پر از درد

روزگار مرا کشاند با خود برد

من نمیام من را نبرم من به اینجا عادت کردم

مگرچشمان من چشمه است که فقط از آن جاری میشود

گناهم چیست زندگی کردن؟

پس این فاتح قلبم کجاست؟

چرا مهربانی از من میگریزد؟

چرا نمیتوانم بنشینم ؟

فقط راه میروم ولی افسوس مقصد گم کرده ام؟

روزگار من را از خود ترد کرد ولی چرا؟

                                                               آرمان خادمی

 

نوشته شده توسط آرمان خادمی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 11:4 | لینک ثابت |

تولد تولد تولدم مبارک مبارک مبارک تولدم مبارک

الهی ۱۰۰ ساله شم نه ۱۲۰ ساله شم نه ۱۲۰ سال کمه همیشه زنده باشم.شاعر عمو پورنگ

خیلی سخته از خانوادت تو روزه تولدت نشنوی تولدت مبارک  ولی عیبی نداره ما امیدمون به خداست بعدشم به این نیشخند.

به عشق ایران سبز سفید قرمز

 

نوشته شده توسط آرمان خادمی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 13:14 | لینک ثابت |

               

                  

                    کاش جوانی المثنی داشت

نوشته شده توسط آرمان خادمی در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 15:45 | لینک ثابت |

سلام سلام صد تا سلام خوبین برو بچز من خیلی خوشحالم چون تازه دارم میفهمم زندگی چیه.من تو زندگی چند تا تحول ایجاد شد امیدوارم از این تحولات تو زندگی شما هم پیش بیاد من از چند روز پیش تصمیم گرفتم به مسائل دینی و شرعی بپردازم از نظر خیلی از من بعید و خیلی ها هم به من میخندن ولی اگه شما هم چند روزی امتحان کنین خیلی خوب میشه و می فهمید چه لذتی داره .

یه چیزه دیگه من ۴ شهریور متولد میشم یعنی زندگی نو و جدیدی رو آغاز میکنم چون روز روزه تولدمه.امیدوارم شما به صدمین سال تولد خودتون برسین. همتون دوست دارم آرمان خادمی .

نوشته شده توسط آرمان خادمی در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 15:23 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
من آرمان خادمی هستم
ایرانی گیلانی آستانه ای
اگر کسی خدارو فهمید دوسش داره واگر کسی دنیارو بشناسه ازش فرار میکنه
حالا یه بیت از خودم
حال میگوم وجودخود را بر این بنا ساخته ام تا دیواری از وجودم بسازند
من اهداف زیادی برای این وبلاگ دارم و الان میخواهم رقابت کنم.


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
تکنلوژی فکر
جوشکاری
عکس اهای خودم
منم بگم
دادا احسان با عشق
کلبه ي تنهايي
کميته مبارزه با سانسور در ايران
سکوت در خلوت تنهائی
وبلاگ شخصی من_Ali Yousefi
عروسک کوکی
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیه و سجاده دقل نیست
چرند و پرند
زرتشت پیامبر ایران
دانستنیهای زرتشت
اولین خبرم تو سایت آستانه
بلاگ نوشـــــــــــــــــــــــــت
دوباره مي سازمت وطن اگر چه با خشت جان خويش
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
مهر 1388
بهمن 1387
دی 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
اشعارم
در دل
پیوندها
*·.¸*·.¸`*·.¸ ستاره ¸.·*´¸.·*¸.·*
غریب آشنا(گیتی)
دخترک اهوازی(یاسی)
رویا (مهدیه)
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::..
قصه ی عشق(آجی کوچولوی من)
دل نوشتهای من
کودکانه های بهار
دل گويه ها
تنهایی من خودم
مسافر جاده غربت
ازدواج
الهه شرقی
سایه روشن سرنوشت
سیاه مشقهای دخترک نازک و نارنجی
به آسمان نگاه کن
*(*عشق بارونی * )*
دختر نارنج و ترنج
×..همکلاسی خیلی باهاله..×(فاطمه خانم)
هرمیون ایرانی (فائزه)
ستاره های روز جهان(یلدا)
قالب بلگفا

طراح قالب
طراحی ودانلود قالب وبلاگ

کلیه ی مطالب وبلاگ giggli محفوظ است و کوپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز است. طراحی شده توسط یاس دیزاین